اسكندر بيگ تركمان

139

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

يافته للهء شاهزادهء نامدار سلطان مصطفى ميرزا بود و در خدمت اشرف قدر و منزلت عظيم داشت و صاحب رأى و مشورت در امور ملكى دخيل بود و قشون آراسته داشت و از اركان دولت قاهره بود ديگرى مراد خان سفره‌چى ولد تيمور خان كه از امراء بزرگ درگاه معلى بود اما در وقت رحلت شاه جنت مكان بتسخير قلعهء كجور رفته در اردو نبود ، ديگر الله قلى سلطان كراجيا كه از ايالت گيلان معزول گشته از امراء درگاه معلى بود ، ديگر پيرى بيك قوچلوى كه او نيز از امراء درگاه بود اما در وقت ارتحال حضرت شاه بورامين رى كه از اقطاع وى بود رفته بود ، و از امراء ممالك محروسه ديگر پيره محمد خان چاوشلو امير الامراء بيه پيش و للهء امام قلى ميرزا از امراء بزرگ صاحب قشون بود ، ديگر محمدى خان تخماق كه امير الامراء چخور سعد و از امراء بزرگ معتبر بود در ازدياد لشكر و قشون از اقران در پيش بود در حين رحلت شاه جنت مكان بايلچيگرى روم رفته بود در زمان اسمعيل ميرزا آمد ، ديگر شاهقلى سلطان [ 105 ] يكان حاكم دار السلطنهء هرات و امير الامراء خراسان و بسعادت خدمت لله‌گى شاهزادهء كامكار عاليمقدار ابوالمؤيد شاهزاده عباس بهادر خان كه بفرمانروائى ايران رسيده معزز و سرافراز بود ، ديگر نظر سلطان آسايش اغلى كه در هرات يساق كش بود در لوسويه و غوريان الكاء داشت ، ديگر ابراهيم سلطان ولد شاهقلى سلطان يكان كه حاكم سرخس بود ، ديگر وليخان چرخچى باشى خراسان از اويماق شرفلو استاجلو حاكم خواف و با خزر بود ، ديگر محمود خان صوفى اغلى كه از امراء خراسان و در آنوقت حاكم ترشيز بود ، ديگر تيمور خان پدر مراد خان حاكم سيستان و للهء بديع الزمان ميرزا بود ، ديگر الغوث سلطان چاوشلو حاكم شوشتر و دزفول و مير معتبر بود ، ديگر شاهقلى سلطان قارنچه اغلى اويماق ماهى فقيه لوى حاكم سدى و در تفليس بكومك داود خان گرجى و تمشيت مهمات او مأمور بود ، ديگر مصطفى سلطان ولد كچل شاهويردى در خراسان بود و در ذكر تمامى امراء استاجلو چندان فايدهء نيست و به همين جماعت كه ذكر شد اختصار رفت . ذكر اسامى امراء طايفهء تركمان طايفهء تركمان : معظم ايشان امير خان موصلوى نوادهء گلابى خان كه امير خان ماضى جد او بود در زمان حضرت خاقان سليمان شأن از ديار بكر با خيل و حشم بدرگاه جهان پناه آمد و در جنگ شاهى بيك اوزبك كه در مرو واقع شد مردانگيها ازو بظهور رسيد و چند گاه امير الامراء خراسان و للهء حضرت شاه جنت مكان بود و خود نيز مير معتبر ذيشأن بود و در حين رحلت شاه جنت مكان در خواررى اقامت داشت در زمان نواب سكندر شأن امير الامراء آذربايجان گشته شرف مصاهرت اين دودمان يافت چنانچه در فوق اشعار شده محمد خان موصلو قوم امير خان چند گاه حاكم سيستان بود در حين ارتحال حضرت شاه از سيستان معزول شده در تربت خراسان و توابع الكاء داشت در زمان جلوس نواب سكندر شأن از اركان دولت قاهره گرديد . ديگر شاهقلى خان پرناك كه از امراء بزرگ تركمان و در اصفهان بود در زمان اسمعيل